جملاتی از کتاب قدرت عادت از چارلز داهیگ : بخش دوم

جملاتی از کتاب قدرت عادت از چارلز داهیگ : بخش دوم

 

این کتاب به سه بخش تقسیم شده است؛ قسمت اول آن درمورد این موضوع است که عادت‌ها چگونه در زندگی ما به‌وجود می‌آیند. در این قسمت درمورد چگونگی ساختن عادت‌های جدید، تغییر عادت‌های قدیمی و روش‌های مختلف این فرآیند مظالعه می‌کنیم. در این بخش توضیح داده می‌شود که چطور شرکت پروکتر ‌اند گمبل توانست با استفاده از الگوهای عادتی مشتریان خود یک اسپری خوش‌بو کننده هوا را به یک تجارت میلیارد دلاری تبدیل کند. بخش دوم کتاب عادت‌ها و مسیر شرکت‌ها و سازمان‌های موفق را بررسی می‌کند. این بخش نحوه عملکرد مدیر شرکت آلکوا، پاول اونیل، را تا قبل از اینکه وزیر دارایی شود شرح می‌دهد. بخش سوم عادت‌ها را در جوامع مختلف بررسی می‌کند. این بخش توضیح می‌دهد چگونه مارتین لوترکینگ و جنبش‌های حقوق مدنی تا حدی از راه تغییر عادت‌های اجتماعی در مونتگومری آلاباما به پیروزی رسیدند. در پایان این بخش به سؤال‌های اخلاقی پیچیده‌تر پاسخ می‌دهیم، مانند اینکه اگر قاتلی در انگلستان بتواند ثابت کند این عادت‌های او بوده‌اند که او را وادار به قتل کرده‌اند، باید آزاد شود.

 

وقتی افراد به گروه‌هایی می‌پیوندند که در آنها تغییر امکان‌پذیر به نظر می‌رسد، پتانسیل لازم برای رخ دادن آن تغییر واقعی‌تر می‌شود.

اراده به باور، مهم‌ترین عنصر در ایجاد اراده به تغییر است. و اینکه یکی از مهم‌ترین روش‌ها برای ایجاد آن، باور به عادت است

فرهنگ‌ها در هر سازمانی از دل عادت‌های زیربنایی رشد می‌کنند و بیرون می‌آیند،

  آیا می‌خواهید بیشتر ورزش کنید؟ یک سرنخ انتخاب کنید، مثل رفتن به باشگاه به محض بیدار شدن، و یک پاداش بعد از هر بار ورزش، مثل یک نوشیدنی مخصوص. بعد به آن نوشیدنی یا جریان اندروفینی که در بدنتان حس خواهید کرد فکر کنید. به خودتان اجازه دهید پاداش را پیش‌بینی کنید. سرانجام آن تمایل باعث می‌شود رفتن هر روزه به باشگاه برایتان ساده‌تر شود.

«اگر شما بخواهید کاری را انجام دهید که به قدرت اراده نیاز دارد - مثل دویدن بعد از کار - باید در مصرف قدرت اراده‌تان در طول روز صرفه‌جویی کنید. اگر شما خیلی زود تمام آن را برای کارهای خسته کننده‌ای مثل نوشتن نامه‌ی الکترونیک یا پر کردن فرم‌های پیچیده و کسل کننده‌ی مخارج استفاده کنید، تا زمانی که به خانه برسید تمام نیرویتان تمام شده است.»

عادت‌های زیربنایی چیزی را ارائه می‌دهند که در ادبیات دانشگاهی به عنوان «پیروزی‌های کوچک» شناخته می‌شود. آنها به عادت‌های دیگر کمک می‌کنند تا از طریق ایجاد ساختارهای جدید شکوفا شوند و فرهنگ‌هایی را پایه گذاری می‌کنند که در آنها تغییر، مسری می‌شود.

یک عادت انتخابی است که زمانی عامدانه صورت گرفته است و سپس فکر کردن درباره‌ی آن را متوقف کرده‌ایم، اما عمل به آن را اغلب هر روز ادامه داده‌ایم.

برای اصلاح یک عادت، ابتدا باید تصمیم بگیرید که آن را تغییر دهید. باید آگاهانه کار دشوار تشخیص نشانه‌ها و پاداش‌هایی که رویه‌های عادات را ایجاد می‌کنند، بپذیرید و جایگزین‌های آن‌ها را بیابید. باید بدانید که کنترل عادت به دست شماست و از خودآگاهی کافی برای استفاده از این قدرت کنترل بهره‌مند باشید

 

ویلیام جیمز در مقدمه به ما می‌گوید: «تمام زندگی ما تا آنجا که صورتی مشخص دارد، چیزی جز انبوهی از عادات عملی، احساسی و فکری نیست که به‌طور نظام‌مند برای سعادت یا بدبختی ما سازمان‌دهی شده‌اند و هرچه پیش بیاید، آن‌ها ما را بدون مقاومت به سوی سرنوشت پیش می‌برند.»

سرنخ‌های عادت، در یکی از پنج دستهٔ زیر جا می‌گیرند: - مکان - زمان - حالت عاطفی - مردم دیگر - فعالیتی که دقیقاً قبل از ایجاد تمایل، انجام شده است.

 

تاد هیثرتون، محققی در دارموث که بر روی تحقیقات مربوط به قدرت اراده کار کرده است گفت: «وقتی شما یاد می‌گیرید که خودتان را مجبور کنید که به باشگاه ورزشی بروید یا تکالیف‌تان را شروع کنید یا به جای همبرگر سالاد بخورید، قسمتی از چیزی که در حال رخ دادن است این است که شما در حال تغییر روش فکر کردن‌تان هستید. افراد تمایلات شدیدشان را بهتر کنترل می‌کنند. آنها یاد می‌گیرند چگونه حواسشان را از وسوسه‌ها پرت کنند. و زمانی که شما به عادت قدرت اراده دست پیدا می‌کنید، مغزتان برای کمک به شما برای تمرکز بر روی یک هدف ورزیده شده است.»

بیش از ۴۰ درصد کارهایی که افراد در طی یک روز انجام دادند، در واقع تصمیم نبوده‌اند، بلکه عادت بوده‌اند.

 

جنبش‌ها به این خاطر که همه‌ی مردم ناگهان تصمیم می‌گیرند فوراً به یک سمت رو بیاورند، شکل نمی‌گیرند. آن‌ها بر الگو‌های اجتماعی متکی هستند که به عنوان عادات دوستی آغاز می‌شوند، از طریق عادات جوامع رشد می‌کنند و با عادات جدیدی که احساس شرکت‌کنندگان را از خودشان تغییر می‌دهند، پایدار می‌شوند.

 

مغز ما مشتاق است در موسیقی آشنایی را جستجو کند، زیرا آشنایی است که باعث می‌شود ما بتوانیم بشنویم بدون این که با هر صدایی حواسمان پرت شود. درست همان‌طور که دانشمندان ام آی تی کشف کردند که عادت‌های رفتاری، ما را از غرق شدن در تصمیمات تمام نشدنی حفظ می‌کنند و در صورت نبودن عادت‌ها، مجبور بودیم هر روز درگیر اتخاذ آن تصمیم‌ها باشیم.

در بعضی رستوران‌های زنجیره‌ای به طور ویژه‌ای مهندسی می‌شوند تا پاداش‌های فوری بدهند - برای مثال سیب زمینی سرخ‌کرده‌ها طوری طراحی می‌شوند که وقتی به زبانتان می‌خورند شروع به تجزیه شدن کنند تا اینکه با سرعت هر چه بیشتر مقداری نمک و چربی را به زبانتان منتقل کنند و این امر باعث فعال شدن مراکز لذت شما و قفل شدن مغزتان در این الگو می‌شود. همه اینها برای محکم کردن چرخه عادت بهترین هستند.

ما با درک مکانیسم‌های عادت‌ها، می‌توانیم به بینشی برسیم که اتخاذ رفتارهای جدید را آسان‌تر می‌کند.

عادت‌های زیر بنایی می‌گویند که موفقیت به درست انجام دادن تک تک کارها بستگی ندارد، بلکه در عوض بر شناسایی چند اولویت کلیدی و تغییر دادن آنها به صورت اهرم‌های قدرتمند تکیه دارد.