جملاتی از کتاب کار عمیق (Deep Work) از کال نیوپورت : بخش اول

جملاتی از کتاب کار عمیق (Deep Work) از کال نیوپورت

 

کتاب کار عمیق (Deep Work) یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های کال نیوپورت، نویسنده‌ای آمریکایی است که در حوزۀ فناوری، کار و فرهنگ فعالیت می‌کند. اصطلاح کارِ عمیق به معنی توانایی تمرکز بدون حواس‌پرتی بر روی یک کار است. چنین مهارتی می‌تواند امکان تسلط بر اطلاعات پیچیده در زمان کمتری را فراهم کند که طبیعتاً نتیجۀ بهتری نیز از آن به دست خواهد آمد.

کار عمیق از زمان انتشار در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و آمازون قرار گرفته است. نشر نوین این کتاب را با ترجمه ناهید ملکی منتشر کرده است.

 

اکثر مردم تصور می‌کردند (و هنوز هم برخی این تصور را دارند) که استراحت کردن باعث شاد شدن آنها می‌شود. ما می‌خواهیم کمتر کار کنیم و زمان بیشتری را در تختخواب صرف کنیم. اما نتایج مطالعات ESM چیک‌سنت‌میهایی نشان می‌دهد که این تصور اشتباهی است که بیشتر مردم مرتکب آن می‌شوند: به طرز عجیبی، لذت بردن از کارها، واقعاً آسان‌تر از لذت بردن از زمان‌های آزاد است

نیچه گفت: «تنها ایده‌هایی که از طریق پیاده‌روی به دست می‌آیند، ارزش دارند»

دو توانایی اصلی برای رشد در اقتصاد جدید 1) توانایی سریع ماهر شدن در کارهای سخت. 2) توانایی تولید در سطح ممتاز، هم از نظر کیفیت و هم از نظر سرعت.

توانایی انجام کارهای عمیق به طور فزاینده‌ای در حال کمیاب شدن است و دقیقاً در همان زمان در اقتصاد ما، به طور فزاینده‌ای در حال ارزشمند شدن است. در نتیجه، افراد کمی که این مهارت را پرورش می‌دهند و سپس آن را محور اصلی زندگی کاری خود قرار می‌دهند، پیشرفت خواهند کرد.
«بهترین لحظات معمولاً زمانی اتفاق می‌افتند که بدن یا ذهن فردی، در تلاشی داوطلبانه برای انجام کاری دشوار و ارزشمند، از نهایت ظرفیتش استفاده می‌کند.»
هنگامی که همهٔ افراد، وقت کمتری برای انجام کارهایشان داشته باشند، به آن زمان، احترام بیشتری می‌گذارند.
در این اقتصاد جدید، سه گروه مزایای خاصی خواهند داشت: کسانی که می‌توانند به خوبی و خلاقانه با ماشین‌های هوشمند کار کنند؛ کسانی که در کاری که انجام می‌دهند، بهترین هستند و کسانی که به سرمایه دسترسی دارند.
تولید با کیفیت بالا = (زمان صرف شده) x (شدت تمرکز)
مردم در محل کار نسبت به زمان استراحت، شادی بیشتری داشتند. و هنگامی که مطالعات ESM تایید شد، مشخص شد هرچه تجربیات غرقگی بیشتری در طی یک هفته مشخص اتفاق بیفتد، رضایت از زندگی در افراد بالاتر می‌رود. به نظر می‌رسد انسانها زمانی که عمیقاً در چیزی چالش‌برانگیز غوطه‌ور هستند، در بهترین حالتشان قرار دارند.
جهان شما نتیجهٔ چیزی است که به آن توجه می‌کنید
لورا کارستنسن، روان‌شناس دانشگاه استنفورد، از یک اسکنر FMRI برای بررسی رفتار مغز افراد مورد مطالعه، در هنگام تصورات منفی و مثبت استفاده کرد. او متوجه شد که در مورد جوانان، آمیگدال (که مرکزی برای عواطف در مغز است) با انجام هر دو نوع تصور، تحریک می‌شود. هنگامی که او اسکن را برای افراد مسن‌تر انجام داد، متوجه شد که آمیگدال فقط با تصورات مثبت تحریک می‌شود. کارستنسن فرض می‌کند که افراد مسن‌تر، قشر پیش‌پیشانی مغزشان را برای مهار آمیگدال، در هنگام حضور محرک‌های منفی، آموزش داده‌اند. این افراد مسن‌تر، به این دلیل که شرایط زندگی‌شان بهتر از افراد جوان بود، شادتر نبودند؛ بلکه به این دلیل شادتر بودند که مغزشان را به گونه‌ای بازسازی کرده بودند که موارد منفی را نادیده بگیرد و از موارد مثبت لذت ببرد. با مدیریت ماهرانهٔ توجه‌شان، دنیای خودشان را بدون تغییر چیزی محسوس در مورد آن، بهتر کرده بودند.
پاداش واقعی به کسانی داده نمی‌شود که مکرراً سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌روند (کار کم‌عمقی که به راحتی قابل تکرار است)، بلکه مختص کسانی است که به راحتی سیستم‌های خلاقانهٔ پشت این سرویس‌ها را می‌سازند (کار عمیقی که تکرار آن سخت است).
برای ارزشمند ماندن در اقتصادمان، باید بر هنر یادگیری مطالب پیچیده با سرعت بالا تسلط داشته باشید. این امر مهم، نیاز به کار عمیق دارد. اگر این توانایی را پرورش ندهید، به احتمال زیاد از پیشرفت‌های تکنولوژیکی عقب خواهید ماند.
کار عمیق، بخشی از ظاهرسازی‌های نوستالژیک نویسندگان و فیلسوفان اوایل قرن بیستم نیست. بلکه مهارتی است که امروزه ارزش زیادی دارد.