.

بخشی از متن کتاب ژاپن و ظهور یک ابرقدرت بزرگ اقتصادی

مقاله ها
بخشی از متن کتاب ژاپن و ظهور یک ابرقدرت بزرگ اقتصادی18 آذر 1400



بخشی از کتاب ژاپن و ظهور یک ابرقدرت بزرگ اقتصادی
 
 
 
 
 
 
پیشگفتار مترجم

همان گونه که مطالعه شرح حال زندگی اشخاص بزرگی که در زمینه های گوناگون فعالیت مهمی انجام داده اند همچون اینشتین، نیوتون، گالیله، ادیسون و غیره می تواند برای مردم عادی بسیار مفید باشد، مطالعه وضعیت کشورهای مترقی و پیشرفته در زمان حاضر همچون آلمان، ژاپن، چین، کره جنوبی و غیره نیز می تواند برای ملل گوناگون و خصوصا کشورهای در حال توسعه سرمشق مناسبی قلمداد شود. برای مثال، کشورهای ژاپن و آلمان را درنظر بگیرید که هم اکنون در زمره کشورهای صنعتی جهان به شمار می روند و از اقتصاد پرباری بهره مندند و در طی جنگ های اول و دوم جهانی دچار مصیبت و بلا گشته و طعم شکست را چشیده اند. کشور آلمان در جنگ جهانی دوم شکست خورد، سرزمین آن به دو قسمت تقسیم و از سوی قدرت های شرق و غرب به منطقه نفوذ آن ها بدل شد. کشوری که کاملاً ویران شد و مردم آن با گرسنگی و فقر دست وپنجه نرم می کردند. سرانجام شاهد آن بودیم که بعد از تلاش های گسترده توانستند دیوار برلین، که سمبل این جدایی بود، را سرنگون کرده و مجددا به یکپارچگی سرزمین مادری خود نائل شوند. پول کشور آلمان توانست رقیب پول قدرتمند آمریکا شود، کشوری که در تمامی جنگ های جهانی متحمل هیچگونه خسارتی نشد و فقط از لحاظ تامین نیروی نظامی و بودجه آن دچار فشارهایی گردید.

ژاپن هم از این موضوع مستثنا نبود فقط با این تفاوت که تجربه تلخ آزمایش بمب های اتمی را داشت. وضعیت کشور ژاپن برای ما می تواند از جهات گوناگونی آموزنده باشد. این کشور وسعت زیادی ندارد. کشوری است متشکل از چند جزیره زلزله خیز و آتشفشانی. با نگاهی به نقشه جغرافیایی جهان و مقایسه محدوده آن کشور با باقی کشورها به سهولت می توان به کوچکی آن پی برد. نکته جالب تر آن است که با تمامی پیشرفت های صنعتی که نصیب ملت ژاپن شده هنوز به شدت به آداب و رسوم سنتی خود وابسته است و برخلاف بسیاری از کشورها که با موج صنعتی شدن نسبت به آداب و رسوم سنتی خود بیگانه شده اند و حتی به آن ها بی حرمتی هم می کنند، به ارزش های خود پایبند است.

ما ژاپن را خصوصا با صنایع الکترونیکی و خودروسازی به خوبی می شناسیم. در ایران نیز به وضوح می توان حضور آن کشور را در همه جا احساس کرد.
برای مثال، شما می توانید در منزل یا محل کار به اطراف خود نگاهی بیفکنید، مطمئنا به یکی دو نشانه از آن کشور برخواهید خورد. به عنوان مثال، تلفن، فاکس، تلویزیون، رادیو و به طور کلی در محصولات خانگی به خوبی حضور آن ها را مشاهده می کنیم. در مورد خودرو هم همین وضع حاکم است. روزی نیست که در پشت ویترین مغازه ها به مارک هایی چون پاناسونیک، ناسیونال، سونی، هیتاچی، میتسومی و غیره برنخوریم یا خودروهایی با نام هوندا، تویوتا، نیسان، مزدا، میتسوبیشی و غیره را در خیابان های شهرمان مشاهده نکنیم. مسلما نام های دیگری هم وجود دارد که در بخش های دیگری از صنایع تولیدی، خدماتی و کشاورزی به چشم می خورد که شاید به دلیل تخصصی بودن زمینه کاری آن ها اطلاع دقیقی از آن ها نداشته باشیم. چگونه کشوری که در جنگ جهانی به نابودی کشیده شد توانست مجددا سر بلند کند و بدل به یکی از قدرتمندترین کشورهای صنعتی جهان شود؟ کشوری که توانست نفوذ صنایع خود را حتی به دیگر کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا، که خصوصا در زمینه تولید خودرو خود را سردمدار جهانیان می پنداشت، وارد کند آن هم به شکلی که کارخانجات خودروسازی ژاپن در آن کشور برپا و تولیدات آن با قیمت مناسب رقیب سرسخت شرکت های خودروسازی معروفی چون جنرال موتورز، کرایسلر، فورد شد به نحوی که برای حفظ این کارخانجات از نابودی، دولت آمریکا به اعمال تحریم و تعرفه های گمرکی سنگینی علیه آن کشور دست زد. ژاپن در جنگ نظامی از ایالات متحده شکست خورد اما در جنگ اقتصادی توانست آن کشور را به زانو درآورد. پس مشاهده می کنیم که در دنیای کنونی می توان با تمامی مصائب و مشکلاتی که در سر راه کشورها وجود دارد باز هم پیروز شد. کتابی را که در حال حاضر مطالعه می کنید به شکلی مختصر و فشرده به بررسی تاریخ ژاپن از گذشته تا حال می پردازد. امید است که این کتاب خصوصا برای نسل جوان کشور که سکاندار آینده کشتی پیشرفت و توسعه کشورمان ایران اند مفید فایده باشد و از آن هر چند مختصر بهره ای برگیرند.

مهرداد معینی
زمستان ۱۳۸۵
 
مقدمه

اگرچه ژاپن تا سال ۱۹۹۰ یک قدرت نظامی و سیاسی محسوب نمی شد اما آمد. همچنان که اتحاد شوروی فرومی پاشید، اقتصاد ژاپن دومین رتبه را در میان کشورهای جهان به خود اختصاص می داد. ژاپن از بالاترین میزان درآمد ناخالص ملی ( ۱) در میان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ( ۲) برخوردار است. بازار بورس سهام توکیو بدل به یکی از بازارهای عمده بین المللی شده است. سه شرکت عمده بورس اوراق بهادار جهانی متعلق به ژاپن می باشد. ژاپن بیش از ایالات متحده امریکا فولاد، آهن و اتومبیل تولید می کند و هیچ ملتی تا این اندازه به کشورهای خارجی متکی نمی باشد.
برای درک دوران بعد از جنگ در کشور ژاپن، اطلاع از سیر حکومت ژاپن و طبیعت سیستم سیاسی آن امری واجب و ضروری است. ژاپن کشوری است با حکومت دموکراسی پارلمانی. حزب لیبرال دموکرات از زمان تشکیل آن، سال ۱۹۵۵، زمام دولت مرکزی را در انحصار خود گرفته است. در حقیقت نیاکان محافظه کار این حزب از سال ۱۹۴۸ کنترل دولت ژاپن را به دست گرفتند. این ثبات سیاسی بی مانند، عاملی اصلی در رشد اقتصادی بعد از جنگ ژاپن به شمار می آید. حزب لیبرال دموکرات از روابط نزدیک و سمبلیکی با تجار و شرکت های قدرتمند برخوردار است.

سیاست های نظامی ژاپن در دوران بعد از جنگ از سوی متحدان آن کشور و خصوصا امریکا بسیار خطرناک و زیان آور تلقی می شد. بعد از زمان جنگ، قانون اساسی ژاپن، آن کشور را غیرنظامی اعلام کرد درحالی که تا سال ۱۹۵۰ شالوده نیروهای مسلح ژاپن کاملاً از هم پاشیده بود. از آن زمان به بعد، هزینه های دفاعی آن کشور هرگز تا حدی بیش از یک درصد از درآمد ناخالص ملی افزایش پیدا نکرد. اما در قبال ثروت ملی ژاپن، این یک درصد به معنای آن است که نیروهای دفاع از ژاپن ( نام قانونی نیروهای مسلح ژاپن ) به خوبی مسلح شده باقی ماند. ژاپن یک ابرقدرت نظامی به شمار نمی آید، اما در مقابل به یک عامل مهم در موازنه قدرت آن هم در اقیانوس آرام و جهان بدل شده است. فن آوری خیره کننده ژاپن به آن کشور امکان آن را می دهد تا به یک قدرت هسته ای تبدیل شود.

مقام و موقعیت عظیم اقتصادی ژاپن توجه خارجیان را به خود جلب کرده است. این فقط مردم ژاپن اند که به زبان ژاپنی تکلم می کنند و توجه به آن زبان مسیر معقولی برای اهمیت دادن به آن ملت در جهان خارج است. هنگامی که مولف در مدت ۲۵ سال گذشته اقدام به فراگیری این زبان کرد به سختی قادر بود تا به کتاب های ژاپنی دسترسی پیدا کند. براساس یک ارزیابی سری از کتابفروشی بزرگی در یکی از شهرهای بزرگ انگلستان، که در تابستان سال ۱۹۹۴ صورت گرفت، طول قفسه های مربوط به کتاب های
آموزش زبان ژاپنی بالغ بر ۱۰ یارد ( ۳) بود. اگر از جنبه آماری به موضوع بنگریم، این شوق فراوان به فراگیری زبان ژاپنی و آشنایی با کشور ژاپن خیلی چشمگیرتر از معجزه اقتصادی آن کشور است.

این کتاب بر این باور نگاشته شده است که تاریخ، معرف خوبی از یک ملت دور و ناآشنا، سیاست، اقتصاد و ساختار اجتماعی آن است. هدف این کتاب کمک به اشخاصی است که در مورد کشور ژاپن مطالعه می کنند یا مشتاق افزایش اطلاعات خود از آن کشورند. این کتاب تلاش می کند تا نگرشی تاریخی از جریاناتی داشته باشد که ژاپن بعد از جنگ را مبدل به یک قدرت اقتصادی کرد، قدرتی که تقریبا با اقتصاد خود بر همه ما یورش برد. کانون عمده این امر بر پیشرفت های سیاسی و اقتصادی قرار دارد آن هم به استثنای ابعاد اجتماعی تغییرات عظیمی که ژاپن از جنگ جهانی دوم تجربه کرده است. عموما اعتقاد بر این است که رشد اقتصادی ژاپن منوط به جریانات منحصربه فرد دوره بعد از جنگ است. درحقیقت این رشد اقتصادی غیرعادی بعد از دوران جنگ دارای ریشه هایی در ژاپن دوران قبل از جنگ است. مورخین غالبا متهم می شوند که بر امر تسلسل تاکید می ورزند. مولف این اظهارات را با بردباری تحمل کرده و از هیچ فرصتی برای صحه گذاردن بر تاثیر وقایع گذشته بر زمان حال دریغ نمی ورزد.
قسمت اعظم این کتاب در تابستان سال ۱۹۹۳ و اواسط سال ۱۹۹۴ نوشته شده است. همچنانکه شانس با ما یار بود این دقیقا مصادف شد با زمانی که بعد از گذشت ۳۸ سال حزب لیبرال دموکرات قدرت خود را از دست می داد و اقتصاد ژاپن هم به اعماق رکود دوران بعد از جنگ سقوط می کرد. این حوادث هسته شماری از اعتقادات گذشته ژاپن را در دوران بعد از جنگ تکان داد. وسعت اغتشاشی که سیاست های ژاپن را دربرگرفته بود می تواند گویای این حقیقت باشد که ژاپن ( در تابستان ۱۹۹۴ ) با حضور یک حزب جدید مورد آزمایش قرار گیرد. پیشگویی کردن هم نوعی فریفتن است اما از مشغولیات خطرناکی که مورخین عاقل هم هر از چندگاهی انجام می دهند باید پرهیز کرد. همین اندازه که ژاپن اهمیت خود را در جهان پیشرفته کنونی حفظ می کند کافی است.

سپاسگزاری

من از اشخاص بسیاری که به طور مستقیم یا غیرمستقیم مرا در تهیه و تدوین این کتاب یاری کرده اند سپاسگزارم. همکاران من در بخش تاریخ دانشگاه اولستر ( ۴) به گفت وگوهای زیاد و بی انتهایی درباره ژاپن دوره معاصر گوش فرا دادند. دکتر جان اسپرینگ هال ( ۵) کل کتاب را مطالعه
کرده و نقطه نظرهایی بر آن ارائه کرد که مرا از ارتکاب به خطاهای بیشماری بازداشت. برای سال های مدیدی من به اتفاق دکتر والفورد جانسون ( ۶) از بخش بانکداری و تجارت، از آموزش دوره هایی درباره اقتصاد ژاپن و شرق آسیا لذت برده ایم. سهم او در شکل گیری و تصحیح افکار من درباره اقصاد ژاپن و موقعیت آن در جهان معاصر کاملاً باارزش و گرانبها بود. تریسی وایر ( ۷) ، یکی از دانشجویان تحقیقات من، به مباحثات بیشماری درباره سیاست های ژاپن در دوران بعد از جنگ گوش فراداد و بسیاری از اطلاعات پرپیچ وخم مربوط به مانورهای سیاسی سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ را در اختیار ما قرار داد. او همچنین مرا از ارتکاب به یک خطای فاحش بازداشت. جیلیان کووارد ( ۸) ، در تهیه نقشه آسیای شمال شرقی نهایت محبت را به من کرد. سرانجام قدردانی صادقانه خود را نسبت به دانشجویان دوره کارشناسی که کلاس های مرا درباره ژاپن پیشرفته در دوران معاصر دنبال کردند، اعلام می دارم. پرسش ها، بحث ها، مشاجرات حتی مقالات و برگه های امتحانی آن ها بیش از آنچه تصورش را کنند به کار من کمک کرده است.

 
نگرشی کوتاه بر تاریخ ژاپن

تاریخ ژاپن را می توان به سه دوره تقسیم کرد. اولین دوره با اجداد مردم ژاپن شروع و به دوران کاماکورا شوگان ( ۹) ختم می شود. این دوره بالغ بر ۱۸ قرن می شود که از سال ۶۶۰ قبل از میلاد مسیح شروع شده و تا سال ۱۱۹۲ بعد از میلاد ادامه داشته است. طی این دوره قدرت در دستان امپراطوران قرار داشت. دومین دوره از دوران میناماتو ( ۱۰) شوگان ( ۱۱۹۲ ) تا پایان دوران توکوگاوا ( ۱۸۶۸ ) را دربر می گیرد و در واقع عصر سلطه فئودال نظامی است. سومین دوره با دوران استقرار مجدد امپراطوری شروع می شود. طی این زمان آداب و سنن مردم تغییراتی کلی می یابد، اداره امور کشور از الگوهای جدید تبعیت می کند و ژاپن در میان ملل بزرگ جهان قرار می گیرد.

این چند سطر گویای تاریخ مختصر ژاپن بود آنچه در پی می آید به شرح جزئیات بیشتری از تاریخ ژاپن می پردازد.

دوران حکومت مطلق ( از سال ۶۶۰ قبل از میلاد تا سال ۱۱۹۲ بعد از میلاد )

بر طبق روایات متداول ژاپنی، قبیله ای با منشا مالایان ( ۱۱) در قرن هفتم قبل از میلاد مسیح به سواحل جزیره کیوشو گام نهادند. بعدها گفته شد که آن ها به سمت شمال نقل مکان کردند و بعد از تلاش های بسیاری سرانجام برای مدت مدیدی در ناحیه یاماتو ( ۱۲) سکنا گزیدند. رهبر این ماجراجویان به نام هاسانونو میکوتو ( ۱۳) ، اولین امپراطور ژاپن شد. سلطنت وی بر طبق منابع اطلاعاتی فوق الذکر در سال ۶۶۰ قبل از میلاد مسیح رخ داد. این رخداد به عنوان زیربنای امپراطوری ژاپن و آغاز سلسله ای که برای مدتی بیش از ۲۵ قرن بر ژاپن حکومت کرد محسوب می شود.

از آن تاریخ به بعد برای مدتی بالغ بر ۵۰۰ سال از تاریخچه ژاپن چیزی بیان نمی شود تا آن که در حکومت سوجین ( ۱۴) ( ۳۰ الی ۹۷ قبل از میلاد مسیح ) و سوئینین ( ۱۵) ( ۲۹ قبل از میلاد تا ۷۰ بعد از میلاد ) تلاش هایی در جهت تمدن صورت می پذیرد. آنگاه افسانه قهرمان معروف یاماتو تاکه رو ( ۱۶) ( ۸۱ الی ۱۱۳ بعد از میلاد ) بر سر زبان ها جاری می شود که با حرکتی برای شناسایی و مطیع کردن قبایل بومی آن هم حداقل به صورت موقت قدم به ایالات غربی ژاپن می گذارد. پسر یاماتو تاکه رو فقط برای چند سال توانست حکمرانی کند. بعد از او، بیوه وی، ملکه جینگو، ( ۱۷) به سلطنت جلوس می کند. وقایع نگاران ژاپنی پیروزی بر سه پادشاهی کوچک ( سانکان ) در قسمت جنوبی شبه جزیره کره را به وی نسبت می دهند اما در تواریخ چینی و کره ای به آن لشکرکشی اشاره ای نمی شود. علاوه براین، ملکه در آغاز این مبارزه به همراه بچه خود که در شکم داشت به دلایلی تا سال بعد که وی به تسوکوشی ( ۱۸) بازمی گردد، وضع حمل کودک خود را به تاخیر می اندازد. حقیقتی که به قول شماری از منابع موثق به نظر می رسید که خاطره پاک نیاکان الهی را تیره و تار می کرد. کودکی که پا به دنیا گذاشت، امپراطور اوجین ( ۱۹) نام گرفت و مدت ۱۱۰ سال زندگی کرد و به عنوان یک خدا با نام هاچیمان ( ۲۰) مورد احترام بود.

فرزند اوجین به نام نین توکو ( ۲۱) برای مدت ۸۷ سال حکمرانی کرد ( ۳۱۳ الی ۳۹۹ بعد از میلاد ) . حکومت وی به عنوان عصر طلایی دوران پدرسالاری شناخته می شود که مدت زمان زیادی هم دوام نیاورد. در قرن بعد، رقابت و هم چشمی در همه جا به چشم می خورد. وقایع خونین در خانواده سلطنتی بسیار رخ می داد و سرانجام نیز با ناپدیدشدن اولاد نین توکو هنگامی که آخرین فرزند او، مرد جوان دیوانه ای با نام بورتسو تنو ( ۲۲) ، که در کاخ خود به سال ۵۰۶ بعد از میلاد به قتل رسید، به پایان رسید.
یک شاخه فرعی از نسل اوجین حکومت را به دست گرفت. تحت سیطره شخصی به نام کیمای ( ۲۳) ( ۵۴۰ الی ۵۷۱ بعد از میلاد ) که چهارمین پادشاه از آن شاخه به شمار می رفت، شخصی به نام بونزز ( ۲۴) که از کره به ژاپن وارد شد مذهب بودیسم را به مردم ژاپن معرفی کرد.

از آغاز، جدال بر سر مسائل مذهبی میان کشیشان عمده که نسبت به نسبت به یکدیگر حسادت می ورزیدند، شعله ور شد. خانواده مونونوبه ( ۲۵) که از حامیان مذهب ملی شینتو بودند سقوط کرد و خانواده سوگا ( ۲۶) که از هواخواهان متعصب مذهب جدید به شمار می آمدند، خود را بر سر قدرتی بی منازعه یافتند. آن ها از این قدرت سوءاستفاده کردند و حتی از کشتن امپراطور سوشون ( ۲۷) به تاریخ ( ۵۹۲ بعد از میلاد ) هم ترسی به خود راه ندادند. این اقدام آن ها دشمنی شاهزادگان و ملاکان را علیه آن ها برانگیخت و بعد از گذشت ۵۰ سال ( ۶۴۴ بعد از میلاد ) آن ها به قتل رسیدند تا راه برای فوجی وارا ( ۲۸) که نفوذ خود را برای مدت مدیدی ادامه دادند هموار شود.
با وجود این، معرفی مذهب بودا باعث بروز تغییرات عظیمی در عقاید و آداب و رسوم ژاپنی ها شد. ورود بونزز از چین و کره، تمدنی قاره ای را با خود همراه داشت که عبارت بود از: فرهنگ، هنر، علوم، معماری و تقویم. شاهزاده شوتوکو ( ۲۹) ( ۵۷۳ الی ۶۲۱ بعد از میلاد ) که کنستانتین مذهب بودا خوانده می شد از این پیشرفت ها استقبال کرد و اداره کشور را بر مسیری پیشرفته تر قرار داد اما افتخار این موفقیت به امپراطور کوتوکو ( ۳۰) ( ۶۴۵ الی ۶۵۴ بعد از میلاد ) رسید آن هم به دلیل اصلاحات عصر تایکوا ( ۳۱) . از این پس همه چیز از قبیل کشیش ها، اداره استان ها، مقام و درجات در دادگاه ها، گردش سال ها، مالیات و غیره رونوشتی بود از چینی ها و در صورتی که به جزئیات توجهی نکنیم، این سیستم تا زمان حال به قوت خود باقی مانده است.

در قرن بعد، ملکه گمای ( ۳۲) ( ۷۰۸ الی ۷۱۸ بعد از میلاد ) پایتخت خود را به شهر نارا ( ۳۳) ، محلی که او برای مدت ۷۵ سال در آن جا سکنا گزید ( ۷۱۰ الی ۷۸۴ ) ، منتقل کرد. در زمان حکومت وی دو اثر تاریخ باستان ژاپن با عناوین کوجی کی ( ۳۴) ( ۷۱۲ بعد از میلاد ) و نیهون شوکی ( ۳۵) گردآوری شد. مذهب بودا به پیشرفت خود ادامه می داد. اشعار ملی، اولین سروده های خود را ارائه کرد که با گلچینی به نام مان یوشو ( ۳۶) به دست ما رسید.
پنجاهمین امپراطور با نام کوآمو ( ۳۷) ( ۷۸۲ـ۸۰۵ ) شهر کیوتو ( ۳۸) را که براساس الگوهای پایتخت چین ساخته شد و در زمان تجدیدحیات سلطنت، دادگاه در آنجا استقرار داشت پایه گذاری کرد. تمامی افراد خانواده فوجی وارا از قدرت کامل برخوردار بودند و ملکه همیشه از میان آن خانواده برگزیده می شد. بنابراین آن ها از اقوام نزدیک امپراطور به شمار می آمدند و در طی دورانی که آن ها در اقلیت به سر می بردند نایب السلطنه های طبیعی این حکومت جوان محسوب می شدند.
 
 
 
 
بخشی از متن کتاب ژاپن و ظهور یک ابرقدرت بزرگ اقتصادی